شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۹ مطلب با موضوع «آیینی :: علمدار (ع)» ثبت شده است



دستت فدای سرت، نفست که هنوز هست

چشمت فدای سرت، نفست که هنوز هست

 

حتی دگر که مشک پاره شد و شد قامتم کمان

رایت 1 فدای سرت، نفست که هنوز هست 2

 

------------------------------------------

1-  علم ، پرچم

 

2- مهر 1390 / ذی القعده 1432

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۳۵
یاحق



از همان کودکی ات مشق نبرد آموختی

اذن میدان که ندادت، مثل شمعی سوختی

 

بین نخلستان که دستانت ز تن افتاده بود

چشم مجروحت به سمت مهد اصغر دوختی

 

تا که تیری نا امیدت کرد از باز آمدن

بر زمین افتادی و جان را ز تن بفروختی

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۲۵
یاحق


من مشتعل از عشق توام حضرت ساقی!

لبریز نما جام من از باده ی باقی

 

" دل در طلب عشق تو دیوانه ترین است "  (کلیک کنید)

این حرف دلم حرف زمان است و زمین است

 

بر نامه ی جرمم ز کرم چشم بپوشان

اذنم بده یک دم برسم بر در جانان

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۰۸
یاحق


سقای حسین بن علی یاور زینب

در سماء احسان و وفا یگانه کوکب


فخر مرتضی در صف پیکار و شجاعت

وانکه قامت سرو قدش کند قیامت


امید حسن، پناه کلثوم و سکینه

مغموم ز ماجرای خون بار مدینه


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۴۹
یاحق


امروز سخن رنگ و لعابی دگرش هست

چون دل به سوی میکده عزم سفرش هست


دیگر ز سر عقل نراند سخنی او

دیوانه شده، رود به این سو و به آن سو


حرفش بشنو ببین چه گوید دل رسوا

شاید که تو هم رسی به این حاجت زیبا


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۹
یاحق


من معتکفم معتکف خاک حریمت

من سائلم و گدای بی باک حریمت

 

من دل به هوای تو ز عالمی گسستم

بند دل خود به تار گیسوی تو بستم

 

تو شاه کرم سرور سینه ی حسینی

تو مهجه1 ی قلب پادشاه عالمینی

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۶
یاحق

آن شب دگر آقا نتوانست بماند

بر مصیبت برادرش روضه بخواند


او اشک همی ریخت برای غم عباس

آن کس که بشد مست ز صهبای گل یاس


فرمود دگر توان بر صبر ندارم

عباس گلم بود، گل باغ و بهارم 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۰۶
یاحق

عباس یل ام بنین پشت و پناهم 

آن میر و سپهدار حرم و تکیه گاهم


آن بت شکن " باب حوائج " 1 به دو عالم 

آن گل که شده مایه ی عز و افتخارم


آن ساقی عطشان که نخورد آب و بشد آب

ناگاه بگفتا یا اخا مرا تو دریاب


شمشیر زنان، ناله کنان، شدم به سویش

آن وقت بدیدم که شکسته بُد سبویش 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۳۹
یاحق

دوش از طلب عشق و محبت تو مولا

دستم به طلب بود سوی عالم بالا


دل خواست سخن از تو بگوید به دو عالم

بگرفت مدد از در انگشتر خاتم 1


گفتم به سخن آمده ام بهر علمدار

آن ساقی بی دست تو، آن میر و سپهدار 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۳۶
یاحق