شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

غم نام آشنا

چهارشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۱۷ ب.ظ


شاعر همه حال و هوایش را ورق کرد

داغ و غم بی انتهایش را ورق کرد

 

بیچاره خود دلتنگ لیلای دلش بود

با نام مجنون حرف هایش را ورق کرد

 

از اشک مجنون گفت و بغض خویش را خورد

با جوهر غم ماجرایش را ورق کرد

 


پایان قصه آمد و با سوز سینه

نام غم نام آشنایش را ورق کرد

 

از عشق گفت و عاقبت هم ماجرای

اقرار بر " قالوا بلایش " را ورق کرد 1و2

 

----------------------------------------

1- وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِین: و [یاد کنید] هنگامى را که پروردگارت از صلب بنى‏آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش‏] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان‏ها با توجه به وابستگى وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگارى و ربوبیّت حق‏] گفتند: آرى، گواهى دادیم. [پس اقرار به پروردگارى خود را در این دنیا از شما گرفتیم‏] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن‏] بى‏خبر بودیم. (172 -  اعراف)

 

2-  مهر 1391

نظرات  (۱)

عالی بود...
پاسخ:
سلامت باشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی