بیدردی
يكشنبه, ۲ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۰۶ ب.ظ
یمن در خشم میسوزد... .
چرا از سینه آهی برنمیخیزد؟
به جنگ ظالمان آیا سپاهی بر نمیخیزد؟
چرا سردرگریبانیم؟
چرا خاموش، چشم خویش را بستیم و ساکت، مردهایم انگار؟!
مسلمانیم آیا؟ غیرت ماها کجا رفته است؟
چرا نوری، چرا یک کورسویی از دل سنگ سیاهی برنمیخیزد؟
مسلمانیم آیا؟
نه، مسلمانی نه اصلا؛ نه مسلمانیم حتی... ما نه انسانیم!
ز فرط تشنگی خشکیده تن هاشان!
ز فرط بی غذایی پوست مانده از بدن هاشان!
گلوگاه کمکها را دو دستی میفشارد ظلم...
کسی دم بر نیاورده است اما، وای بر این ناجوانمردی!
چگونه تاب آورده است دنیا این همه غم را؟
و بدتر نیست چیزی زانکه حتی در دل خود نیز اندوهی نمیبینیم...
وای از درد بیدردی!
------------------
خرداد 97