عجب از خیال خامی که به سر داشته ام
و از این غصه به قلبم چه شرر داشته ام
من همانم که غمت خانه خرابش بنمود
نکند فکر کنی یار دگر داشته ام
گفته بودم که اگر ناز کنی ناز کشم
داده بودی به من آن وعده، خبر داشته ام
عجب از خیال خامی که به سر داشته ام
و از این غصه به قلبم چه شرر داشته ام
من همانم که غمت خانه خرابش بنمود
نکند فکر کنی یار دگر داشته ام
گفته بودم که اگر ناز کنی ناز کشم
داده بودی به من آن وعده، خبر داشته ام
دانید که با دیده ی بیدار چه کردند؟
با آل عبا در دم دیدار چه کردند؟
از غربت ارباب سخن ها که نگفتیم
بگذار بگوییم که با یار چه کردند
بگذار که از نور رخ ماه بپرسیم
با ماه رخ ماه شب تار چه کردند
این هفته هم گذشت آقا نیامدی 1
عمرم به سر رسید اما نیامدی
پشتم شکست ز بار گناه خویش
می دانم از چه تو مولا نیامدی
جامانده بر جدار خون دلی
بر انتقام ز دشمن زهرا نیامدی
صد شکر که لایق عزایت گشتم
دل سوخته ی کرببلایت گشتم
با آمدن ماه محرم گویی
مدهوش نوای نینوایت گشتم
------------------------------------
آذر 1387 / ذی القعده 1429
همه شب تا به سحر ناله کنم از غم تو
داده عزت به من بی سر و پا ماتم تو
دگرم صبر چه حاصل که عزا برپا شد
بار دیگر شده قسمت که شوم خادم تو
-----------------------------------------------
آذر 1387 / ذیقعده 1429
مسلم میان کوفه، تنها و دیده گریان
در ذکر سجده گوید، کوفه میا حسین جان
اینجا برای زینب، سنگ است نقل مجلس
آقا حذر کن از این، مهمانی پریشان
بازار انس و الفت، خالی ز مشتری شد
اما شلوغ گشته، بازار نیزه داران
آری غروب امروز قدری تیزتر بود
جام بلا و غصه ها سر ریزتر بود
خورشید روی نیزه و افلاک بر خاک
گویی که چشم آسمان ها نیز تر بود
این حُرم خورشید است یا گرمای آتش؟
انگار صبر خیمه ها لبریزتر بود
عمری اندر همه دم با غم تو درگیرم
بر در خانه ات ای یار نگر زنجیرم
« کربلا کعبه ی دل هاست خدا می داند » 1
گر بماند به دلم حسرت آن می میرم 2
-----------------------------------------------------
1- کربلا کعبه ی دلهاست خدا می داند
دیدنش آرزوی ماست خدا می داند
وفایی (کلیک کنید)
2- آبان 1387 / ذیقعده 1429
غصه بسیار شده از تو دوا می خواهم
از عزای تو مماتم ز خدا می خواهم
یک شب جمعه مرا در حرمت راه بده
تا به کی ناله کنم کرببلا می خواهم؟
-----------------------------------------------
آبان 1387 / ذی القعده 1429