عید قربان شده قربانی دلدار شویم
به امید نفسی تشنه ی دیدار شویم
حق اگر حق و اگر داعی حق است خدا
به طرفداری حق باد که بر دار شویم
------------------------------------
آذر 1388 / ذی الحجه 1430 - عید قربان
عید قربان شده قربانی دلدار شویم
به امید نفسی تشنه ی دیدار شویم
حق اگر حق و اگر داعی حق است خدا
به طرفداری حق باد که بر دار شویم
------------------------------------
آذر 1388 / ذی الحجه 1430 - عید قربان
تو رفتی و منم بی تاب ماندم
هراسان در تب گرداب ماندم
نکردم ساعتم را کوک آن وقت
به تقدیر الهی خواب ماندم
---------------------------
1388
امروز نشد که عقده ای وا بکنم
افسوس که بین سینه گم شد سخنم
تصمیم گرفته ام که چون گذشته ها
حرف از همگان بشنوم و دم نزنم
-----------------------------------
آبان 1388
امان از بی عمل حرفی که گفتیم
عجب از غصه ای کز سینه رفتیم
به پای دوستی زنجیر بستیم
ولیکن بی وفایی را شکفتیم
-------------------------
آبان 1388
چند وقتیست که از تو خبری نیست مرا
نیست بین من و تو رابطه ای میدانم؛
این مترسک به امید عبثی بنشسته،
تازه فهمیده ام آن حرف که چوپان می گفت:
که دلم را به عبور لحظه ها خوش نکنم،
و توقف نکنم،
چند وقتیست از این فاصله ها می نالم
که ازاین وضع شرر فتاده بر احوالم
در پی رهایی از غصه چنان شد کارم
که خود چاره ی مشکل آمده دنبالم
گفت درمان و دوا به دردهای تو منم
زود برگو ز چه رو نیامدی دنبالم؟
رهبرم! امر نما جان برود، میمیرم
به اشاره ات نفس قطع شود، میمیرم
وای از آن دم که دلت ناله ی غربت بزند
به خدا اگر دلت ناله کند، میمیرم
عشق و رؤیا و خیال، حاصلش رنجیدن است
عشق را لازمه دل، از جهان برچیدن است
شد فدا بهر نماز، بای بسم الله عشق 1
عشق حق هم بی نماز، دور خود چرخیدن است 2
-----------------------------------------------------------
1- منظور حضرت أباعبدالله الحسین (ع) است.
2- 1388
دل برید او ناگهان از دار فانی پر کشید
با سرودی جان نواز و آسمانی پر کشید
بر ندای ایزدی لبیک گفت و دیده بست
با دلی غمدیده از نامهربانی پر کشید
یاد یاران سفر کرده دلش را می فشرد
عاشقانه سوی آن یاران جانی پر کشید
کسی بالای سر نیست
مرا حرف دگر نیست
مرا بنما نصیحت
دل آزردن هنر نیست
چرا باور ندارم
که دل اهل خطر نیست؟