شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

بایگانی

۷۱ مطلب با موضوع «آزاد» ثبت شده است

مهدی توفیقی فر

چند بار آمدم که بیایم به دیدنت.

چند بار گفتم این بار دیگر می روی و می بی نی اش...

چند بار نیت کردم که این بار دیگر باید بروی!

اما نتوانستم.

نمی دانم چرا. اما هرچه بود نتوانستم... اولین باری که بستری شدی، رفقا قرار گذاشتند بیایند به دیدنت بیمارستان. اسمش را یادم نمی آید،‌ اما یادم هست که محل قرارمان مترو هفت تیر بود!

آمدم که راه بیافتم دلم ترسید. گفتم من طاقت دیدن او را در حال مریضی ندارم...

نیامدم.


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۲ ، ۲۲:۱۰
یاحق


خیالم بود می ماند، ولی رفت

و رفتن را نمی داند، ولی رفت


خیالم بود یک شب باز هیئت

کنارم روضه می خواند، ولی رفت


خیالم بود با ماندن ز قلبم

فراق خویش می راند، ولی رفت


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۲ ، ۰۸:۵۷
یاحق



به نام او که می گویند، آرام بخش دل هاست...

 

سلام عزیز دلم!

 

حرف یکی دو روز نیست این قصه. دهم همین ماه که گذشت، شد 6 ماه و 31 روزه، روزهای پر از گرفتاری و نا آرامی من. و البته هنوز این سامانه ابر پراکنده و پرفشار، بر آسمان روزگارم برقرار است و می بارد و می بارد.

 

چند وقت پیش برایت از تخت بی خوابی ها و روزهای نا آفتابی ام گفتم... امروز روز تکرار این واژه های تکراریست. تکرارهایی که واقعن دارند تکرار می شوند.

 

میدانی، این روزها اسیر اتاق دربسته ی حفظ حیاتم شده ام. اتاقی که صبح خودم را به آن می سپارم و بعدازظهر، خودم را از آن می رهانم. اتاقی که سایه ی سنگین لطف و مرحمت را بر سرم افکنده است. سایه ی سنگینی که جانم را می فشرد و قبلم را می ترکاند. اگرچه درخت خوش بر و روی این اتاق، کلامش، نگاهش، و حتی زحماتش، هیچ رنگ و بوی لطف نمی دهد و تا می تواند بزرگواری اش را به رخم می کشد...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۲ ، ۰۵:۲۱
یاحق

منتشر شده در سایت شهرستان ادب (کلیک کنید)

روزهای خوبی بود.

 

باورش هم کمی سخت بود: هم جواری و بدون نیاز به هیچ هماهنگی قبلی، هم صحبتی با کسانی که قبلن ها فقط اسمشان را روی کتابشان، یا تصویرشان در فیلم های دیدار با رهبری و یا عکس شان را در مصاحبه ی روزنامه ای با آن ها دیده بودم...

 

و اینکه آن ها هم بی هیچ آلایش و پیرایه ای تو را می پذیرفتند و با تو هم صحبت می شدند.

 

جالب بود برایم اینکه هیچ کار نداشتند به این که تو در این عرصه در نقطه ی صفر مرزی هستی و خود آنان نزدیکای 100 پایانی...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۳۱
یاحق




سخنی گفتم و آتش به دل خویش زدم

که خدا خسته ام و کاش رسانی مددم

 

زندگی باده ی تلخی شده، کافیست خدا!

کاش رؤیای خوشی تا دم مرگم بردم

 

طاقتم طاق شد، آسودگی ام برهم ریخت

کی شود تا که بچینند به رویم لحدم

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۷
یاحق

دستگاه موبایل


بی دوست تمام هوش من بیهوش است

با یاد رخش همیشه دل مدهوش است

 

هر لحظه پیامکی زدم اما حیف

دستگاه موبایل دلبرم خاموش است

 

---------------------------------

فروردین 1391

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۷
یاحق



این روزها گرفتی حال و هوای حافظ

داری همیشه نقلی از شعرهای حافظ

 

اما چه خوب میشد گر نکته های ما را

دریابی ای صنوبر از ماجرای حافظ

 

یادش بخیر روزی کز فرط این علاقه

من یک غزل سرودم از دل برای حافظ (کلیک کنید)

 

---------------------------------------

بهمن 1390

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۴۸
یاحق



رسید نامه که ای اهل بی موالاتی!

مباد عاقبتی در شرارت و لاتی

 

اگر برای همه لات و بی سر و پایی

ولی بدان که برایم همان شکلاتی

 

---------------------------------

بهمن 90

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۱۴
یاحق



گره ز کار دلم باز می کنی یا نه؟

به سوی میکده پرواز می کنی یا نه؟

 

هزار قصه شنیدی، ولی شدی ساکت

بگو که قصه ات ابراز می کنی یا نه؟

 

---------------------------------------

بهمن 1390

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۱۰
یاحق



دنیا مجال خنده ز آدم گرفته است

دل مدتی است گرد غم از غم گرفته است

 

حالا رسید کار به جایی که مدعی

دعوی سوز سینه ز ماتم گرفته است

 

باشد خدا میان من و طعنه ها حکم

زیرا بهانه هم نفس از دم گرفته است

 

----------------------------------------

مهر 1390

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۲ ، ۱۶:۴۵
یاحق