ای کاش میفهمید دردم بیمحلیهاست
ای کاش میفهمید دردم درد دوری بود
ای کاش از ای کاشهایم غصه کم میکرد
لعنت به دیداری که پایانش صبوری بود
ای کاش میفهمید دردم بیمحلیهاست
ای کاش میفهمید دردم درد دوری بود
ای کاش از ای کاشهایم غصه کم میکرد
لعنت به دیداری که پایانش صبوری بود
خیال می کردم، که امسال اربعین
علم به دوش کاروان کربلا میشم
خیال می کردم، تموم میشه فراق
دوباره زائر عزیز مصطفی میشم
ولی همش خیال شد
دوباره کربلای تو محال شد
نمیشه باورم ولی سوال شد
ولی برام سوال شد
چه جور دلت میاد / که من عذاب بشم
که پیش چشم دشمنای تو خراب بشم
داغ حرم موند به دلم دوباره
فراق کربلا دوا نداره
دل تنگ حرمم
راها بسته و من
میسوزم از بی تابی
کربلا که نرم
بیدارم همه شب
میمیرم از بیخوابی
ای آقای کرم
دارم دق میکنم
میشه من رو دریابی
ببین جاموندم از قافله امسال
دلم خونه دلم خیلی کبابه
دوباره بسته شد راه زیارت
حالم خیلی بده حالم خرابه
شده این شبا دلم
اسیر رنج و بلا
عجب روضهای میشه
من و عکس کربلا
روزگاری رسید و حالِ زمان
ناگهان از جفای غم بد شد
آبِ دریای پُر تلاطمِ درد
از سرِ مردمِ زمین رد شد
مردم از ناتوانی تدبیر
خسته بودند و در گرفتاری
جورِ غم را به دوش میبردند
چه بگویم ز دردِ بی یاری
وعدهها بود و چشمِ امیدی
که پیِ هرچه گفته شد خشکید
تو خودت شاهدی خدا این قوم
وعدهها را شنید و هیچ ندید
دلا از عشق تو آقا شده دریای سرور
شده قلبا همه از نور خدا چشمهی نور
چشم بد از تو و از هر کی تو رو دوست داره دور
زندگی وقتی که عشق تو وسط باشه خوشه
هر کسی شیعهی مولاس راه ایمان جلوشه
آخرش شوق زیارت تو ما رو میکُشه
روزها ثانیهها دقیقهها ساعتها
سپری میشن به شوقِ دیدن روی بهار
دلِ من منتظره دوباره بارون بزنه
دوباره گریهم گرفته؛ ابر مهربون ببار
تو غربت این شهر، دلخوش به شماییم
دل بستهی صحنِ، آقامون رضاییم
دل تموم عاشقات رفته، میون زائرات
گرفته بال و پر توی صحنت، مثِ کبوترات
تو حریمت آقا
دل میره به سمت کهکشون و آسمونا
قلب غصهدارم
میتپه به شوقِ دیدنِ حریمت آقا
من همون گدام که
را[ه] به را[ه] حرم میاومد ای عزیز زهرا
حرم میخوام
از تو شاه کرم میخوام
کنار من بنشین... این قرار من با تو
خزان درد فراقم؛ بهار من با تو
تو باش و جبر تمام تفکراتم باش
کنار من بنشین... اختیار من با تو
من از تمام خودم بی بهانه میگذرم
از این به بعد تمام تبار من با تو
درب آسمون واشد
باز دوباره پیدا شد
ماهِ روزه، ماهِ عشق
قلب عالم آماده
چون دوباره افتاده
سمت ما نگاه عشق