شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

بایگانی

۹۸ مطلب با موضوع «عاشقانه» ثبت شده است

دلم بدجور پر است از خیلی ها...

 

دیگر نمی زنم به دلم سنگ هیچ کس

دیگر نمی شود دل من تنگ هیچ کس

 

پوسیده عمر آهنی ام پای دیگران

دیگر به جان و دل نزنم زنگ هیچ کس

 

رنگین شده تمام وجودم ز رنگ ها

دیگر نمی زنم به تنم رنگ هیچ کس


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۵۳
یاحق

تقلید

 

«  از کفر من تا دین تو راهی به جز تردید نیست

دلخوش به فانوسم نکن» 1 ، نور مرا تجدید نیست

 

اینجا چرا دلبستگی جرمیست نابخشودنی؟

اینجا چرا قلب مرا سهمی به جز تهدید نیست؟

 

لیلا هر از گاهی دل مجنون می آوردی به دست

آیا دل و دین تو را احکامی از تقلید نیست؟

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۲ ، ۰۷:۵۵
یاحق

صخره

 

من با تمام قلب خود احساس کردم

انگار بی تو غرق در اندوه و دردم

 

بودم بهار اما بدون توست چندی

لبریز از پاییز و پر از برگ زردم

 

آری، نفس های مرا گرما تو بودی

برگرد ای مرداد من! چندیست سردم

 


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۲ ، ۱۱:۱۹
یاحق

دلتنگی - شعر و اجرای حسین رضائیان

 

زبانم سرخ، آری تلخ از دنیای دلتنگی

سر سبزم شده بازیچه ی رؤیای دلتنگی

 

شبیه قطره ها افسوس در افسوس در افسوس

از امواج پر از نیرنگ در دریای دلتنگی

 

کتاب مرجعی هستم لبالب از پریشانی

پرم از واژه و تکواژ بی معنای دلتنگی

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۲ ، ۲۱:۳۳
یاحق



حالا که رفتی با غمت باید بسازم

پای تو دل را بیشتر باید ببازم

 

حالا که رفتی باید از خود رو بگیرم

بی خود ز خود، از تو خودی دیگر بسازم

 

باید به فکر لرزش زانوم باشم

دارد نشسته می شود ذکر و نمازم

 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۲ ، ۱۲:۵۴
یاحق


 

راستش این ها که می خوانی گله نیست. داستان قلبی شکسته و خسته است... قلبی که هیچ کسی را در خود جای نداد غیر از دلبرش...

 

عاشق نشده بود. نمیدانم. هرچه بود از عشق بالاتر بود...

 

عاشق باران شده بود؛ چون باران او را به یاد باران چشمانش می انداخت آن روز که او را در آغوشش گرفت و چشمانش را به روی همه چیز بست . گریه کرد.

 

نمک گیر خنده هایی شده بود که خیلی هم نمکین نبود...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۳۹
یاحق
سنگ
 

 

 

دلم از غصه ی ایام چون پروانه ی پر بسته می ماند

گرفتار هوای یک اتاق خالی و دربسته می ماند

 

سکوتی بر لبم جاریست چون آرامش پیش از پریشانی

نمی دانم دل طوفانی ام تا چند سال آهسته می ماند

 

به روی شانه ی هم می نشانم سنگ های باور خود را

نمی دانم که این دیوار می ریزد و یا پیوسته می ماند 1

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۹
یاحق

عزت

بی غم عشق در این ورطه چه بی مقداریم

هرچه داریم اگر، از غم لیلا داریم

 

قوت باده ی عشق است چنین کرده به ما

ما مگر بار غم دوست توان برداریم؟

 

ما به عشق است که احیا شده آزادیمان

ورنه از صنع خداوند فقط جانداریم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۸
یاحق

غم نام آشنا - شعر: حسین رضائیان

 

شاعر همه حال و هوایش را ورق کرد

داغ و غم بی انتهایش را ورق کرد

 

بیچاره خود دلتنگ لیلای دلش بود

با نام مجنون حرف هایش را ورق کرد

 

از اشک مجنون گفت و بغض خویش را خورد

با جوهر غم ماجرایش را ورق کرد

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۱۷
یاحق



سخن از عشق ندارد به جز از غم حاصل

پس چه سود است در این فرض در اول باطل؟

 

طمع بوسه نکردیم و نخواهیم نمود

ما کجا و لب دلدار به صد دل حامل؟

 

همه از داغ فروپاشی بنیان تو می نالیدند

پس چرا نیست کسی تا که بنالد با دل؟

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۹
یاحق