ابری تر از ابر بهاری چشم هایم
دریاتر از دریا دل دریایی من
پنهان تر از ماه هلال ماه روزه
آهِ میان خنده ی شیدایی من
ابری تر از ابر بهاری چشم هایم
دریاتر از دریا دل دریایی من
پنهان تر از ماه هلال ماه روزه
آهِ میان خنده ی شیدایی من
من از تبار برگ های زرد پاییز
با یک اشاره خرد می گردم ز تهدید
تنها مرا سهراب با نقاشی خود
تنها مرا سعدی میان شعر فهمید
خیلی به این که چرا این شعر را حالا بگذارم فکر کردم...
باران به حال چشم ترم گریه می کند
از غصه های سر به سرم گریه می کند
مادر که هیچ، از غم و اندوه و داغ من
خواهر، برادرم، پدرم گریه می کند
سعدی سرود وصف مرا آن زمان که دید
مرغی به ناله ی سحرم گریه می کند
تو در تصور من بهترین شب سالی
شبی که میشنوم عطر عشق را از آن
شبی که دست مرا دست دوست میگیرد
شبی که یاد تو را داد می زند باران
تو در خیال من بی بها بها داری
بهای من به نگاه تو بستگی دارد
بگیر دست مرا ای تصور شیرین!
ترحمی به وجودی که خستگی دارد
دلم گرفته ز اندوه بی امان، برگرد!
دلم شکسته ز آزار این و آن، برگرد!
وجود ماه تو از پشت ابر هم لطف است
به رنگ تیره ی شب های آسمان برگرد! 1
غروب جمعه دوباره به یادت افتادم
ببین بهار مرا گشته چون خزان، برگرد!
خودمانیم! اینجور سراغ داری کسی انتظار آمدنت را بکشد؟ خودت هم خوب می دانی که اینچنین مشتاق، کسی را نخواهی یافت. همه از تو فراری اند... همه تا جایی که می توانند از تو دوری می کنند و تا جایی که ذهنشان یاری می دهد، به تو فکر نمی کنند. تو در کنج خاطر هیچ کس، چنین انتظار مشتاقانه ای را نخواهی یافت.
حالا سوال است برای من، من که این چنین میخوانمت
را این همه بی محلی کردن، چه معنایی دارد؟ آن هم در شرایطی که حالا حالاها به قول
هم سن و سال هایم جا دارد تا سراغ من بیایی. من تازه سر چله ی جوانی ام...
از خویش بیزارم دگر بیداد کافیست
از هرکس و هر ناکس استمداد کافیست
بیهوده جان کندم به راه غیر عمری
تو جان مکن بهر کسی، فرهاد! کافیست
من را بس این عمری که طی شد تا به امروز
این زنده ماندن با دلی ناشاد کافیست
دنیا! بیا همراه من پرواز را بنگر
بالم پر از تیر است؛ این اعجاز را بنگر
من کودکم! اما پُرم از زخم های پیر
در خون سرخم قصه ی این راز را بنگر
با گوش سر آهنگ بمب و تیر را بشنو
با چشم دل بی رحمی این ساز را بنگر
رسید جمعه خدایا! کجاست آقایم
رسید یار دلم یا دوباره تنهایم؟
رسید جمعه و دارم امید آمدنش
وجود من به فدای قدوم مولایم
منم که غیبت کبری نموده ام بی او
کجاست منجی من تا ز غیب در آیم؟
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
به لطف خداوند متعال و عنایت خاصه بی بی دوعالم، و اذن ارباب (ع)، با توجه به درخواست تعداد بسیاری از دوستان حقیر مبنی بر ارائه ی شعر و سبک هایی که برای مداحی سروده و مورد استفاده قرار می دادم، این پایگاه با هدف ترویج فرهنگ غنی تشیع در بحث مدیحه و عزاداری اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و البته، ارائه ی الگوی صحیح سبک و شعر در مداحی که با تلمذ پای درس اساتید سخن آموخته ام، راه اندازی می گردد.
امید است مورد استفاده نوکران و ذاکران اهل بیت (علیهم السلام) قرار بگیرد.