شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

بند بلا

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۱۱ ب.ظ

عمری ست که در دام دو چشم تو اسیرم

یک بار نگاهی، نظری، تا که بمیرم

 

بگذار گدای سر کوی تو بمانم

بگذار که از دیده ی تو رزق بگیرم

 

امروز دلم گیر تو افتاد؟ نه والله

هفتاد و دو سال است اسیرم که اسیرم

 

گر دلق گدایی به تنم مانده نه درد است

از عشق تو والله قسم شاه و امیرم

 

پای تو گرفتارترین بند بلایم

در دام ولای تو همان عیدغدیرم

 

صد شکر که از کودکی ام پای تو هستم

با عشق تو آمیخته شد آب و خمیرم

 

دیریست به پابوسی تو غرق نیازم

دیریست که سمت تو نیافتاده مسیرم

 

چون دیده پر از حسرت دیدار تو هستم

آقا نفسی، مرحمتی، تا که بمیرم

 

-----------------------------

تیرماه 1393 -  رمضان 1435

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی