شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

مرداب خون - شیخ نمر


در ره دیدار لیلی درد بی پایان خوش است

عاشقی با جان سپردن در ره جانان خوش است

 

همچو یاران شهید کربلا گلگون بدن

بر زمین افتاده در مرداب خون غلطان خوش است

 

از « نمر » غیر از شهادت در تصورها نبود

شیعه را مرگی چنین مستانه و حیران خوش است

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۷ ، ۰۶:۵۸
یاحق

بیایید کمک

شهر ما غرق تباهی‌ست؛ بیایید کمک

طالع شهر سیاهی‌ست؛ بیایید کمک

 

داد من، ناله‌ی من، آی برادر غواص!

ناله‌ی یک بچه ماهی‌ست؛ بیایید کمک

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۷ ، ۱۶:۱۵
یاحق

همه‌ی دل خوشی‌ام آخر شب ها این است

دو سه خط با تو سخن گفتن و آرام شدن...


دو سه خط 1

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۷ ، ۱۱:۵۳
یاحق
آغوش آب


شعری برای آیلان کردی


خوابش گرفته بود و به دریا پناه برد

با خود به خواب خاطره هایی سیاه برد

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۷ ، ۲۰:۲۴
یاحق

رو گرفتی از همه، این کار خیلی بهتر است

چون خسوف ماه از انکار خیلی بهتر است

 

ناز داری... می‌خرم ناز تو را، قیمت بده

عاشقانه چرخ در بازار خیلی بهتر است

 

نازی داری... نازکن! با ناز خیلی بهتری

عاشقی با این ادا اطوار خیلی بهتر است

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۱:۲۰
یاحق

پای بر بال ملائک، گفت: ساکت کوفیان!

دختر شیرِ خدایم؛ گوش بسپارید: هان!

 

کوفیان من دُخت زهرا و علی‌ام، زینبم

سر بیاندازید پایین! کور باید چشمتان

 

چشم‌هاتان خشک از باران غم هرگز مباد

غم ببارد تا قیامت بر شما از آسمان

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۱:۱۲
یاحق

یمن - شاعرانه

یمن در خشم می‌سوزد... .

چرا از سینه آهی برنمی‌خیزد؟

به جنگ ظالمان آیا سپاهی بر نمی‌خیزد؟

چرا سردرگریبانیم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۱:۰۶
یاحق

چشمم که به گنبدت می‌افتد هر بار

از اشک شود نگاه چشمانم تار

 

من آمده‌ام تو را ببینم خورشید

از دیده‌ی من نقاب غم را بردار

 

-----------------------

مرداد 95

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۰:۲۲
یاحق

بابا کجا بودی زمانی که

جا مانده بودم در دل صحرا

از غصه می‌مردم نمی آمد

دلداری من مادرت زهرا

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۰:۱۶
یاحق


در محکمه دل براش قاضی شده بود

دیوانه‌تر از زمان ماضی شده بود

 

از غصه‌ی دوری تو این بیچاره

دیروز سحر به مرگ راضی شده بود

 

---------------------------

تیرماه 94
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۲۰:۱۰
یاحق