شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

بایگانی

کمی دیر است

چهارشنبه, ۱۱ فروردين ۱۴۰۰، ۰۸:۱۱ ب.ظ

کمی دیر است - حسین رضائیان

نفس در سینه‌ام حبس و مرا بُغضی گلوگیر است

دلم از این بهارانِ بدونِ بودنت سیر است

 

جهان سربازِ ناچاری‌ست که در جنگِ شادابی

سرش بالاست اما از درون دل مُرده و پیر است

 

نمی‌آیی و ما سبحه به دستان یادمان رفته است

که در این داغ پای این دلِ غرقِ خطا گیر است

 

بیا فکری به حال دردِ بی درمانِ جان‌ها کن

که شیخِ پاکدامن عشق را در حال تکفیر است

 

زمان مومی است در دستانِ تو اما گمان دارم

برای آمدن مولایِ عاشق‌ها کمی دیر است...

 

-------------------------------------

فروردین 1400 - نیمه شعبان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی