شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی (ره)» ثبت شده است


بسم رب الشهداء و الصدیقین

 

تعجیل مکن؛ کم کم تو هم حال و هوای مرا درک می کنی. بالاخره تو هم خواهی فهمید که چرا وقتی حرف از « اردوی جنوب » می شود، من، اینگونه در هم می ریزم.

بگذار کمی از این شیرینی به تو بچشانم؛ شاید کمی تب و تابم را به تو هدیه کند؛ فقط قول بده تو هم قدر این حلاوت را بدانی. حال چه تعبیری بر قدردانی می گذاری، آن با خودت...

« حدود ساعت 3 یا 4 بعدازظهر باید کانون باشی. خوش به حالشان، خدامان شهدا، که این روزها دارند برای قافله شان سرباز جمع می کنند، کم کم لوازم زائران مقتل الشهدای ایران را در اتوبوس ها، که هر کدامشان به نام سروی از راست قامتان روزهای استقامت و پایداری مزین شده اند، جای می دهند.

اگر تو میان « خادم الشهدا » باشی که هیچ، شهدا خودشان هوایی ات می کنند؛ خوشا به حالشان. اما اگر نه، میان همسفرانت نشسته ای میان حسینیه. اگر دقت کنی، حسینیه دارد زار می زند. تو را می بیند و لباس خاکی بر تنت را و تحمل نمی کند؛ ناله می کند که:

« چرا؟ چرا من باید هر سال رفتنتان را به نظاره بنشینم و اشکی که در پشت پلک هایم پنهان کرده ام، پشت پایتان بر زمین بریزم؟ مرا نگاه کنید. شما خودتان را با لباس خاکی و چفیه و سربندهای سبز و سفید و سرخ آماده ساخته اید، من هم در و دیوارم را با تصاویر شهدا مزین ساخته ام. من هم آماده ام. اما، اما چه کنم که پای رفتن ندارم و باید بنشینم و در خیالم، با شما در لا به لای ساختمان های « دو کوهه »، آن جا که سردر هر کدامشان نام گردانی از یاس حک شده است، قدم بزنم و با قدومتان، پا در « حسینیه حاج همت » بگذارم، و اگر قابل باشم، قدری دورتر، به « حسینیه گردان تخریب » و « قبرهای راز و نیاز » سری بزنم... »


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۱۳
یاحق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در جست و جوی مطلعی انقلابی، به این سخن گهربار بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (ره) رسیدم و آنگاه بود که خویشتن را فارغ از دغدغه های آغاز قلم یافتم و به همین دلیل فاتحه ای خواندم بر روح پر فتوح رهبر کبیر انقلاب:


‹‹ این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. ››


امام خمینی (ره) در این کلام خود به رابطه ی گسست ناپذیر میان حرکت عظیم سید و سالار شهیدان و پابرجایی دین مبین اسلام اشاره کرده اند و در کلامی دیگر بسیار زیبا، تمام آنچه امروز از دین برای ما مانده است را از قیام سید الشهدا در عاشورای سال 61 هجری بیان فرموده اند: ‹‹ ما هر چه داریم از محرم و صفر است ›› . به راستی اگر در چنین روزی امام حسین (ع) بر علیه ظلم و ستم بنی امیه به پا نمی خاست و الگویی بسیار کامل برای تمام آزادگان جهان نمی گشت، امکان این که امروز هنوز هم ظلم و ستم بی جواب بماند و هیچ عملی علیه آن انجام نشود بسیار بالا بود و این سبب آن می شد که باز هم جوامع در خفت و خواری به سر برند و طاغوت را بی هیچ پاسخی رهایش گذارند تاهر ظلمی که دوست داشته باشد را بر آنها به ارمغان آورد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۲ ، ۱۳:۱۶
یاحق

بسم الله الرحمن الرحیم


آزادی؛


آزادی، رهایی روح خدا از تن است؛ همان چه که در روز خلقت در انسان به ودیعه نهاده شد و روزگاری نیز از او باز ستانده خواهد شد. اما این آزادی بدان معنایی که ما امروز در گستره ی تفکر خود قرار داده ایم نیست؛ بلکه این آزادی، چنین مرزهای کوچکی را کنار می زند و به وسعت بی نهایت، قلمرویی تشکیل می دهد که بعید از ذهن است؛ حتی بعید از وهم.... اما این آزادی که از آن سخن میگوئیم چیست که مانند قلب تسخیر شده ی اولیاء الله، قلعه های قلب عالم را فتح نموده است؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۲ ، ۱۳:۰۷
یاحق


از فراق تو ز دل ناله و فریاد کشم

از غم هجر تو ای پیر حرم داد کشم

 

لایق درک حضورت نبدم زین ماتم

از همان کودکی ام داد ز بیداد کشم

 

حرمت مایه ی تسکین دلم بود ولی

تا ابد از غم تو ناله ی ناشاد کشم

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۲۸
یاحق


فجر یعنی لاله ای آغشته به رنگ جنون

فجر یعنی پیرهن هایی که شد رنگین به خون

 

فجر یعنی آسمانی فارغ از ابر ستم

فجر یعنی بارش رحمت ز اول تا کنون

 

فجر یعنی یک هدف، یک مقتدا دنبال آن

مردمی دل خسته از نامهربانی درون

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۰۰
یاحق

باری دلم از غصه ی یاران شده رنجور

خواهم سخنی گویم از آن جمال پر نور


آن چهره که خورشید غلام و دست بوسش

وان خرقه که انگار بود رخت عروجش


آن کس که بوَد زنده نه از حیث نظرها 1

روی سوی خدا با دل خود کرد سفرها 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۱۹
یاحق