شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته ها

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

غروب جدایی

چهارشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۱۶ ق.ظ

به این نتیجه رسیدم که دست بردارم

از آن لبی که به شیرینی اش گرفتارم

 

به این نتیجه رسیدم که چاره ام مرگ است

چرا که دیگر از این عمر رفته بیزارم

 

میان برزخ عقل و جنون دلم گیر است

چه نفرتی ز خیال تو در دلم دارم

 

نشسته ام بنویسم قرار یعنی کشک!

گذاشتی سرِ کارم! غریب دلدارم!

 

به این نتیجه رسیدم که از تو دل ببرم

به این نتیجه رسیدم که نیستی یارم

 

بریدم از تو که از من بریدی و رفتی

بریدم از تو به شادی، ولی عزادارم

 

سیاه پوش غم بی تو بودنم حالا

در این غروب جدایی خدانگهدارم

 

----------------------------------

مهرماه 1393

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی