شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

پایگاه انتشار سروده های کلاسیک و نثر نوشته های حسین رضائیان

شاعرانه

چند سالیست که با نوکری ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

بایگانی

بلخ بلا

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ۰۲:۵۱ ب.ظ

بلخ بلا

 

شب یلدای من از یاد تو لبریز شده

دل من همسفر قصه‌ی پاییز شده

 

همه جا حرف خوشی، فال گرفتن، آجیل

گوش من لیک به نجوای غمت تیز شده

 

داغ دوری به خداوند مرا سنگین است

سوز سوز من با نفس چله گلاویز شده

 

طپش قلب من از دوری تو بی جان است

سینه‌ام چند صباحی‌ست بلاخیز شده

 

روزگاری دل من غرق خوشی بود ولی

روزگارم ز غمت، آه، غم انگیز شده

 

به خدا شرح پریشانی من در غم تو

سبب چشم تر دشمن من نیز شده

 

من کی‌ام؟ مولوی‌ام؟ هان که همان مولوی‌ام

دلم از بلخ بلا راهی تبریز شده

 

کاش با شمس بگویند که بر این بیمار

دیدن روی تو هر ثانیه تجویز شده

 

---------------------------

 

تیرماه 94

 

اجرای همین شعر در حضور استاد امیری اسفندقه: ببینید

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی